ورم گرم در قلب

قبلاً هم گفتيم كه هرگاه ورم گرم در قلب پيدا شد مرگ دارنده قلب حتمي است . امّا قبل از آن كه ورم در قلب پديد آيد پيش درآمدهايي دارد، پريدن وتپيدن قلب به اوج مي رسد . التهاب شعله ور روي مي دهد كه اين را نيز گفتيم كجاي بدن به التهاب مبتلا مي شود، اين خفقان و التهاب آژير مرگند و خبر از مرگ زودرس مي دهند . تنها اميدي كه باشد و شايد احيانا تا ورم در قلب جاي خوش نكرده است اين است كه شاه رگ دست بيمار را بزني و خون بگيري . شايد اگر شرياني را در پايين هاي بدن بزني اميدي به شفاي بيمار باشد . بايد سينه بيمار را وسيله برف سرد گرداني، صندل و كافور حل شده در آب بر سينه اش پاشي . گَشنِيز سبز نيز بر سينه بيمار گذاشتن تهي از فايده نيست. برفاب مخلوط با كافور را هميشه بخورد مفيد است.

نيرو از دست دادن به طور ناگهاني

اكثراً كساني كه به طور ناگهاني و بدون مقدمه توان خود را به كلّي از دست مي دهند، (نه دردي رااحساس مي كنند، نه از اسهال رنج برده اند، نه ورمي بزرگ دارند، نه پاك سازي زياد به عمل آورده اند).سبب نيرو از دست دادن خلط هايي است كه پر كننده  هستند. اماكمتر اتّفاق مي افتد كه خلط خوني سبب اين حالت شود، زيرا خون حتماًروي آورهايي را پديد مي آورد و بدون پيش درآمدوبه ط ور ناگهاني سبباز بين رفتن نيروي انساني نمي شود . اكثراً سبب نيرو بر افتادن، خلط غليظ موجود در معده است، يا خلط غليظ به داخل رگ ها خزيده است كه گدارنفس را بند آورده است و بدان ، كه ازپاي درآمدن نيرو ممكن است به غش كردن بيانجامد و امكان دارد كه به غش كردن نيانجامد. شخص نيرو از دست داده به حالتي دچار شده است كه پي ها وماهيچه ها بدون نيرومانده و از كار افتاده اند، انسان به حالي درآمده كه برخاستن و راست ايستادن و برايستادن و برپهلو درازا كشيدنش با زحمت و دشواري زياد انجام مي شود . سبب همان است كه برخي از آن را ذكر كرديم . اگرحالت نيرو بر افتادن شدت يابد، نيروي بدن همگي از بين مي رود و اگر شدت زياد ندارد، نيروي پي ها و ماهيچه ها راچپاول مي كند و به غارت مي برد. ممكن است گوهر خلط سبب نيروبر افتادن رقيق باشد وپذيراي تحليل رفتن باشد، . كه تاثيرش در از بين بردن نيرو بيشتر مي شود، و بويژه در حالي كه بيمار تب دارد . چنين كساني كه نيرو را به سبب خلط متحرّكي ازدست داده اند، درفكرو هوش زياني نديده اند و كاهشي درقوه فهم وفكر روي نداده است و روي نمي دهد، مگر اينكه سبب بسيار زياد شود و حالت ناتواني انسان بارها رخ دهد، كه احتمال دارد زياني به قوه فهم وفكرهم برساند.

ادامه نوشته

داروها و معالجاتي كه براي بيمار غش مفيدند

      داروها و معالجاتي كه براي بيمار غش مفيدند از اين قرارند :

  1.  آب گوشت زياد در آب جوشيده و كاملاًپخته شده را با يك دهم آن شراب ريحاني مخلوط كنند بخورد.
  2.  زرده تخم مرغ مقداري كم، چيزي از افشره سيب شيرين مزه ياسيب ترش و شيرين (ملس)، يا آب سيب ترش، چنانكه خودت تقدير مي كني و برحسب حال بيمار تجويزمي نمايي جزء تغذيه اش باشد.

ادامه نوشته

اگر سبب بيماري غش كردن حرارت است، درمانش :

۱-بوكردن خوشبوها.

۲- پاشيدن آب سرد بر رخساره اش حتي بهتر ازخوشبوها است.

۳- اگر اندك ي مشك با كمي بيشتر از مشك كافور و صندل و آنچه از مشك و كافور و صندل در سرديبخشيدن اثربخش تر هستند همراه با آب پاشيدني بر رخساره بيمار در حال غش كردن بپاشند مانعي ندارد . كه سرد و سردي بخش در مقابل مزاج گرم آزار دهنده قد علَم كنند و به مقابله بپردازند . مشك براي اين است كه گفتيم در آب پاشيدني بر رخسارغش كرده باشد كه گرماي سرشتي را تقويت كند.

ادامه نوشته

معده چگونه سبب غش كردن انسان مي شود؟

اين را بدان كه معده در جايي است نزديك به قلب، علاوه بر اين معده اندامي است است بسيار حساس و با اين نزديكي و احساساتي بودن پاتوق همه خلط هاي گوناگون است وهمگي در معده گرد مي آيند در چند حالتي معده سبب غش كردن مي شود كه از اين قرارند :

۱-  اگر معده بيش از حدبه سردي گرآيد كه در بيماري گرسنگي گاوي (بوليموس) رو مي دهد.

۲-  اگر معده بيش از حد گرم شود.

۳-  معده زياد آزار بيند و به درد آيد.

ادامه نوشته

غش چيست

غش عبارت از حالتي است كه قسمت اعظم نيروي حساس و حركت دهنده حس از كار مي افتد،سبب هاي غش كردن چند احتمال دارد :

  1.     قلب ضعيف شده و روان به طور عموم و كليتا بسوي داخل رفته و در قلب جمع شده است.
  2.    انگيزه اي روان را در درون محصور نموده و گدار تنفس بر روان بسته شده است.
  3.    روان كم است و به اندازه اي نازك است كه زياده بر آنچه در قرارگاه و كان روان است ندارد.

ادامه نوشته

خفقان

خفقان نوعي پريدن و تپش غيرعادي است كه به قلب روي مي آورد، سبب خفقان عبارت است از هرچه آزار به قلب مي رساند، هرچه قلب از آن آزار بيند، و اين آزار رسان به قلب كه مايه خفقان قلب مي شود چند صورت دارد :

۱-  سبب آزار قلب در خود قلب است.

۲-  سبب آزار قلب در نيام قلب است.

۳-  آزار قلب از اندامان همسايه قلب به قلب سرايت كرده است.

ادامه نوشته

سبب هاي تاثير گذار بر قلب

انگيزه هايي كه بر قلب تاثير مي گذارند و قلب را از حالت طبيعي منحرف مي سازند به دو بخش تقسيم مي شوند :

الف) انگيزه هايي كه ويژه قلب هستند.

ب) انگيزه هايي كه قلب در پيدايش آن ها باغير خودشريك است، ياشركت چندجانبه است.

سبب هاي ويژه قلب :

1-  باشايدچگونگي حالت نفس كشيدن شد.

2-روي آوردهايي كه سبب واكنش هاي رواني است.

ادامه نوشته

علائم بيماري هاي قلبي

اگر قلب در حالي است كه امكان ابتلاء به ورم گرم داشته باشد، مقدماتي دارد كه از اين قرارند :

1-اختلافي چنان شگفت آور و باورنكردني در نبض پيدا مي شود كه سابقه ندارد.

2-  بدن دارنده قلب، شعله و ربه شدت التهابي است و بويژه شدت التهاب در اطراف اندامان نفس كش بيشتر است.

3-  د ارنده قلب در حال نفس كشيدن، هرچند بيشترين مقداراز هوا را بركشد و سردترين هوا را ببلعد،

مثل آن است كه اصلاًنفس نكشيده است.

   قَرحه در قلب :

برخي از پزشكان گفته اند، اگر قَرحه در قلب پديد آيد از سوراخ چپ بيني دارنده قلب خون مي آيد و بعداً مي ميرد. نشانه رو ي آوردن قَرحه به قلب را بايد از آزاري كه در جاي پستان چپ حس مي شود، جست . از بين رفتن تك (انحلال فرد) در قلب : اين حالت تنها بستگي به سببي دارد كه تازه وارد باشد.

4-  غش كردن بر اثر از بين رفتن نفس عارض شود.

روانيست توقع داشته باشي كه ورم قلب را نيز ازسخت شدن نبض همچون ورم هايي كه در ساير اندامان پيدا مي شودبشناسي، زيرا اين مهلت را نمي دهد كه نبض به سختي . بيانجامد و قبل از آن كه نبض سخت شود، دارنده قلب مرده است.

نشاني هاي سوء مزاج خشك قلب

۱-  نبض، در مقايسه با نبض طبيعي گرايش به خشكي دارد.

۲- د ارنده قلب از چيزهايي كه كم يا زياد بر روحيه تاثير گذارند، به زحمت واكنش نشان مي دهد، اما

واكنش ديرپا وماندگار است.

۳- بدن مي گدازد

نشاني هاي سوء مزاج تر قلب

۱-  نبض نرم تر از نبض طبيعي مي زند.

۲-  د ارنده قلب ازاموري كه بر روحيه تاثير مي گذارند، زود واكنش نشان مي دهد و به زود ي آن را به فراموشي مي سپارد.

۳-  دارنده قلب داراي سوء مزاج تر، اكثراً با تب هاي عفوني سروكار دارد.

نشاني هاي سوء مزاج سرد قلب

۱- نبض كوچك تر و كندترو متفاوت تر از آن است كه بايد در حال طبيعي حس شود، مگر اين كه نيرو ز بين رفته باشد و نبض صاحب دل براي تلافي كردن مايحتاج از نبض  كه از كوچكي و كندي كاهش يافته است  پياپي آمدن رابيفرايد.

۲-  نفس ناتوان است.

۳- نيرو دارد مي گدازد.

۴- از هر چيز گرم از قبيل: غذاي گرم، بساييدن گرم، بوكردن چيز گرم مي آسايد.

۵- دارنده قلب هراسناك و ترسو است.

۶-  بسيار دل نرم ومهربان است.

نشاني هاي سوء مزاج گرم قلب

نشاني هاي سوء مزاج گرم قلب از اين قرارند :

۱-  .سرعت و پياپي زدن نبض بيش از حالت طبيعي است

۲- سرعت و پياپي آمدن نفس (بزرگي و سرعت ازپياپي آمدن نفس  ) بيش از حالت طبيعي است

۳-  تشنگي شديد، كه دارنده قلب از هواي سرد تشنگي اش آرامش يابد، و از چيزهاي سرد مي آسايد.

۴-  روي هم رفته لاغر شدن تن و گدازيدن بدون اين كه انگيزه ديگري در ميان باشد.

۵-  غم و اندوه برَصاحب دل مستولي است به حدي كه غم و اندوه همراه التهاب مي باشد.

نشاني گرفتن از بيماريهاي قلب

دليل بيماري قلب و نوع بيماري قلب را بايد از مزاج غيرطبيعي قلب جستجو كرد . اگر بيماري از ناتواني و از بين رفتن نيروي بدن و گدازيدن و آب شدن بدن شكايت دارد، بايدحال او را بررسي كني، اگر سببي تازه وارد يا سببي پيشينه را پيدا نكردي و اشتراك اندام ديگري را در به وجود آمدن اين حالت نديدي، بايد حدس بزني كه قلب با سوء مزاج رو به رو است و اگر تپش و پريدن قلب ن يز در كشف سوء مزاج قلب كمك مي نمايد، برهان قاطع است و دليل روشن . اگر سوء مزاج قلب به درجه اي برسد كه دارنده قلب غش كند . بايد بدني كه سوء مزاج قلب ريشه دوانيده و محكم شده است . اگر سوء مزاج سرد ياگرم، يا خشك و يا بدون ماده بر قلب چيرگي يابد، تن دارنده. قلب راه سل و گداخته شدن در بر مي گيرد . اگر سوء مزاج قلب از گرمي است و ماده همراه ندارد، پي آمدش دق فراگير است كه همه بدن را در بر مي گيرد . اگر قلب به سوء مزاج سرد برخورده، نوعي از بيماري دق را براي دارنده قلب به ارمغان آورده است . دقي كه آن رادق پيران و دق كهنسالان مي نامند . اگر سوء مزاج خشك به قلب روي آورده، آن هم نوعي ازدق و نوعي بيماري سل به دنبال دارد . امّا بايد بداني كه اين نوع از سل  كه از سوء مزاج خشك قلب سرچشمه مي گيرد  نه آن سل است كه از ورم ريه پديد آيد . در مبتلا شدن به اين چنين سل كه از سوء مزاج خشك قلب است، ريه آزاري در خود حس نمي كند . دارنده قلب در حال ابتلاء به اين نوع از سل  كه از سوء مزاج خشك بدون ماده قلب بروزكرده است  سرفه ندارد . دق اين حالت برخلاف حال دق گرم است، كه دق ناشي از سوء مزاج خشك قلب سبب حرارت نمي شود.(شاید منظور از دق سکته قلبی باشد)

نشاني هاي مزاج سرد خشك طبيعي قلب

  نشاني هاي مزاج سرد خشك طبيعي قلب

۱-      نبض كند است، اما نه كامل.

۲-      دارنده قلب دير مي رنجد و خشمگين مي شود.

۳-      خشم گرفتنش زودگذر نيست و زياد مي ماند.

۴-      كينه توز است، كينه را در دل نگه مي دارد.

۵-     موي بر بدن ندارد.

6.       بدنش دربسايي  (لمس) سرد و خشك است، مشروط بر اين كه كبد با گرم نمودن زياد و تري بخشيدن تا اندازه اي  هرچند كم  به داد قلب سرد خشك مزاج نرسيده باشد و آن را تعديل ننموده باشد.

نشاني هاي مزاج سرد و تر طبيعي قلب

  نشاني هاي مزاج سرد و تر طبيعي قلب :

۱-      نبض كاملاً بزرگ نيست بلكه گرايش به كوچكي دارد. نبض نرم است سريع و پياپي نمي زند، بكله برحسب درجات مزاج به ضدسرعت و پياپي زدن گرايش مي نمايد.

۲-     شخصي كه قلبش مزاج سرد و تر طبيعي دارد، تنبل است.

۳-      صاحب چنين قلبي بزدل و ترسو است.

۴-     از اقدام بكاري درمي ماند.

۵-       نشاط و سرحالي در او مرده است.

۶-      كينه توز نيست.

۷-      بسيار خشمگين نمي شود.

۸-     بدن دربسايي(لمس) سرد و تر است ، مشروط بر آن كه كبد در گرم نمودن و خشكانيدن مزاج سرد و تر طبيعي قلب تاثيربه سزا نداشته باشد، يعني مقاومت نكرده باشد، هرچنداين مقاومت كم بوده و به شدت نبوده باشد.

نشاني هاي مزاج گرم و تر طبيعي قلب

  نشاني هاي مزاج گرم و تر طبيعي قلب :

 اگر گرم مزاجي طبيعي قلب ، هم اندازه مزاج خشك طبيعي قلب باشد، و روآوردهاي هر دو حالت را دربودن مزاج گرم و تر طبيعي قلب با هم بسنجيم :

۱-      موي سينه كمتر است.

۲-      سينه گشادتر است.

۳-      نبض بزرگ تراما نرم تر است.

ادامه نوشته

نشاني هاي مزاج گرم و خشك طبيعي قلب

 نشاني هاي مزاج گرم و خشك طبيعي قلب :

 ۱-    نبض بزرگ  تا اندازه اي نه كاملاً بزرگ  به بزرگي نبض مزاج گرم خالص قلب، كه اين كاستن از  بزرگي سببش حالت خشكي است كه بر ابزار نبض روي آورده است. نبض  كه گفتيم تا اندازه اي بزرگ است  سريع هم هست وتمايل به تُرُنجيدگي (انقباض) و پياپي زدن داشته باشد.

 ۲-  نفس بزرگ و سريع و پياپي و بويژه در هنگام پس دادن هواي بركشنده.

ادامه نوشته

نشاني هاي مزاج خشك طبيعي قلب

نشاني هاي مزاج خشك طبيعي قلب

۱-    سختي نبض.

۲-      درنگ واكنش نشان دادن بابرخوردها.

۳-      كم آرامي.

۴-      اخلاق ددمنشانه.

۵-      خشكي بدن، مشروط برشرطي كه گفتيم، كه: كبد درتعديل رطوبت دخالت نكرده باشد.

نشاني هاي مزاج سرد طبيعي قلب از اين قرارند

نشاني هاي مزاج سرد طبيعي قلب از اين قرارند

1-    تنگي سينه، مشروط بر اين كه شرط نامبرده در ميان نباشد، يعني كوچكي سينه از كم مغزي سر

نباشد و در آفرينش كوچك به وجود آمده باشدبدون تداخل هيچ سببي ديگر.

2-      كوچك بودن نبض طبيعي كه گرايش به كندي و تفاوت داشته باشد، مگر اين كه سببي در كار باشد كه سرعت و كوچكي نبض راتقاضامي كند.

3-      ناتواني دارنده دل.

ادامه نوشته

نشاني هاي مزاج گرم طبيعي قلب

نشاني هاي مزاج گرم طبيعي قلب

نشاني هايي كه مزاج گرم طبيعي قلب را مي نماياننداز اين قرارند :

1-  گشادي سينه، جزدر صورتي كه  چنانكه گفتيم  گشادي سينه سببش مغز باشد. منظور در اين جاگشادي سرشتي سينه است بدون تداخل مغز.

2-  بزرگي نبض طبيعي كه گرايش به پياپي زدن و به سرعت زدن داشته باشد.

3-  نفس طبيعي و بزرگ كه گرايش به پياپي آمدن و سرعت داشته باشد.

4-زياد بود ن مو بر سينه و بويژه آن قسمت از سينه كه كمي به طرف چپ است، مشروط بر اين كه

ادامه نوشته

بيماري هاي اشتراكي قلب

بيماري هاي اشتراكي قلب

ممكن است قلب بيمار شود و بيماري را از غير خودكسب كرده باشد و اندامي ديگر در اين بيماري  كه بر قلب آمده است  سهيم باشد، كه در اين شراكت سر و دهانه معده ويژگي داشته و اكثراً در بيماري قلب دست دارند.

در پيدايش دو بيماري ماليخوليا و صرع  كه از بيماري هاي مغز ند  همواره مغز و قلب با هم شريكند .

اتّفاق مي افتد ماده اي از ورم بيماري ذات الجنب(درد پهلو)  يا ورم ذات الرّيه(ورم مغز) به قلب منتقل شود، كه در اين صورت قلب از كار مي افتد و مرگ سر مي رسد . هرگاه خلط بدن از اندازه لازم كاهش يابد، اولين زيان به قلب مي رسد، زيرا كه مزاج قلب دگرگون مي شود.

اگر تنها حرارت خالص، يا سردي خالص به قلب درآيند، شخص مي ميرد . امكان دارد سرمازده اي راببيني كه دارد حرف مي زند و عرق كرده ياعرق نكرده بميرد.

شرح هريك از نشاني هاي هشتگانه

الف) نبض:

نبض سريع، نبض بزرگ و نبض پياپي، دليل بر حرارت قلب است وازعكس آن ها عكس آ ن ها را بگير، . يعني آنچه كه در مقابل آن ها قرار دارد، اگر در نبض پيدابود، دليل بر سرد مزاجي قلب است . نبض نرم نشاني از مزاج رطوبي قلب با خوددارد . نبض اگر سخت بود، دليل بر خشك مزاجي قلب است . نبض نيرومند و راست و درست و منظم و مرتب، دليل بر سلامت و سرحال بود ن قلب است . يعني اگر خلاف آن ها را مشاهده نمودي، معلوم مي شود كه قلب كاملاًصحيح و سالم نيست.

ادامه نوشته

نشاني هاي شناسايي حالت قلب

نشاني هاي شناسايي حالت قلب

كه عبارتند از هشت نشاني :

1-  نبض در چه حالي است ؟

2-  نفس چگونه است ؟

3-هيات و حجم سينه كوچك است يا بزرگ ؟

4-پوست بدن در لمس كردن با دست چگونه است ؟

5-  روي آورها بر قلب.

6-  اخلاق و رفتار دارنده قلب.

7-  نيروي بدني و ناتواني آن.

8-  پندار و گمان دارنده قلب.

بيماري هاي قلب

بيماري هاي قلب

قلب بيمار يهاي از هر نوع ويژه به خوددارد، مانند :

 1- انواع سوء مزاج و آن سوء مزاج يا با ماده همراه است، ياساده و بدون ماده مي باشد.

اگر سوء مزاج همراه ماده است، ماده يا در رگ هاي قلب جايگزين است، يا در ميان جِرم قلب و آبشامه نيام قلب است، بويژه اگر ماده سبب سوء مز اج قلب رطوبت باشد  كه . اكثراً آنچه به ميان نيام وجرم قلب راه مي يابد ماده رطوبتي است  آشكار است كه هرگاه ماده رطوبتي بسيار بود، فشار بر قلب وارد آيد و قلب از گسترش(باز شدن) باز مي ماند.

ادامه نوشته