خفقان
خفقان نوعي پريدن و تپش غيرعادي است كه به قلب روي مي آورد، سبب خفقان عبارت است از هرچه آزار به قلب مي رساند، هرچه قلب از آن آزار بيند، و اين آزار رسان به قلب كه مايه خفقان قلب مي شود چند صورت دارد :
۱- سبب آزار قلب در خود قلب است.
۲- سبب آزار قلب در نيام قلب است.
۳- آزار قلب از اندامان همسايه قلب به قلب سرايت كرده است.
۴- سبب ممكن است ماده خلطي باشد.
۵- آزار قلب نتيجه سوء مزاج ساده بدون ماده باشد.
۶- شايد از ورم باشد.
۷- سبب گسستگي و تحليل تك است(انحلال فرد).
۸- چيزي بيگانه سبب آزار قلب شده است.
۹- شايد از اثر ترسويي و بزدلي زياد كه دارنده قلب دارد قلب آزار ديده باشد.
۱۰- شايد از حساسيت زياد قلب آزار بيند.
گفتيم ممكن است سبب آزار ديدن قلب ماده خلطي باشد، حال ببينيم :
چگونه ماده اي سبب آزار قلب مي شود.
-
الف) اگر خلط خوني باشد.
-
ب) اگر خلط رطوبي باشد.
-
ج) ممكن است خلط سودايي باشد.
-
د) امكان دارد خلط صفرايي باشد.
-
ه) شايد خلط بادي وزاده باد باشد كه از ساير خلط ها سلامت تر و كم آزارتر و در مانش از همه خلط ها آسان تر است
اگر قلب از سوء مزاج ساده بدون ماده با آزار رو به روست، بايد بداني كه هرسوء مزاجي چيره بر جسم باشد نيروي تن را كاهش مي دهد و ناتواني مي آورد و هر نوع از ناتواني جسم، در صورتي كه چيزي از نيرو در قلب باقي مانده باشد، قلب را به نوعي تشويش و اضطراب وادار مي نمايد به اين مي ماند كه قلب مي خواهد از خود دفاع كند و آزار را از خود دور سازد، اين تشويش قلب همان خفقان است . اگر قلب به پريدن و تپيدن زيادغيرعادي مبتلا گردد، خفقان قلب به غش كردن . بيمار مي انجامد، و اگر از حالتي كه سبب غش كردن مي شود تپيدن و پريدن قلب پا فراتر نهد، آژيرمرگ دارنده قلب است . هر درد و آزاري كه از سوء مزاج ساده بي ماده ممكن است بر قلب آيد، از هر مزاج غيرساده يعني همراه ماده هم حتماًساخته است و سوء مزاج است چه ساده، چه با ماده، براي آزار قلب هر نوع سوء مزاج آمادگي كامل دارد.
ورم گرم در قلب :
ورم گرم قلب وقتي كه شروع به ايجاد شدن مي كند و هنوز در راه است، سبب خفقان قلب مي شود و خفقان قلب غش كردن در پي دارد و از آن پس مرگ حتمي است.
ورم سرد قلب :
ورم سرد در قلب تقريباً حالش حال ورم گرم است، امافوراً سبب مرگ نمي شود و مهلتي، آن هم كم، بهدارنده قلب مي دهد . از بين رفتن تك (انحلال فرد ) و بندآمدني ها در قلب نيزحال ورم سرد قلب دارند . بندآمدني هاي خطرناك است كه در گدارهاي خون و در گدارهاي روان زندگي و در قلب و اطراف نزديك قلب و در رگ هاي درشت كه از اجزاي ريه به شمار مي آيند به وجود آيد . بيگانه هايي كه سبب آزار ديدن قلب مي شوند چند احتمال دارند :
۱- درد و آزار گرمي آور و واكنش ماده ورم ها، اندام همجوار قلب را در بر گرفته و قلب از آزارهمسايه نصيبي برده است.
۲- دارنده قلب داروي سمي خورده است و آزار ناشي از سم به قلب رسيده است.
۳- از نيش جانوران زهردار كه دارنده قلب را آزاررسانيده اند آزاربه قلب سرايت كرده است.
۴- كرم هاي موجود در شكم، و بويژه كرم هايي كه به بالايي هاي مكان غذا و مكان مدفوع رسيده اند، آزار قلب را هم فراهم كرده اند. اگر آزار قلب از حساسيت و رقّت قلب است و خفقان را براي قلب به وجود آورد، چنان است كه بادي بسيار كم و اندك در فضاي ميان قلب و نيام قلب خزيده باشد، يا بادبه جِرم قلب راه يافته باشد، يا در رگ هاي دل پناه گرفته باشد، اين اندك باد سبب خفقان قلب مي شود كمترين حالت گرمي يا سردي كه به قلب درآيد، مثلاحتي اگر بعد از نوشيدن آب باشدبدون اين كه به كارهاي قلب زياني برسد و قلب همچنان در انجام كارخويش توانابماند، بازخفقان قلب رخ مي دهد. آزاري كه به قلب رسد و مايه خفقان قلب گردد، اگر از شراكت غير است و ديگران در آن سهيمند، آن هم چندجهت دارد :
۱- سهيم بودن تمامي بدن درآزار ديدن و تپش وپريدن خارج از حدودلازم قلب، چنان كه در تب ها روي دهد، بويژه وقتي كه دارنده قلب به تب وبائي مبتلا است.
۲- آبشامه(نيام قلب ) درا زردن و تپش وپريدن قلب دخالت دارد، كه مثلا ورم سست در آبشامه نيام قلب سربرآرد يا اين كه ورم آبشامه نيام قلب ورمي سخت باشد، چنان كه براي آن ميمون و آن خروس كه ذكرشان آمدپيش آمده بود.
۳- معده درا زردن قلب دستي داشته باشد، مثلا خلط لزج شيشه اي در دهانه معده باشد، يا خلط گزنده صفرايي در دهانه معد ه جاي خوش كرده باشد، يا اين كه خوراك در معده تباه شده باشد و از آزار معده، سهمي به قلب رسيده باشد و سبب خفقان قلب از شراكت. معده باشد.
۴- يا از مشاركت همه اندامان دردمند، قلب به درد آيد و به خفقان دچار گردد. زيرا دردهر اندامي كه شديد و بيش از حد باشد، حت ماً قلب از آن متاثر مي شود، كه در ميان ساير اندامان تن، معده بسيار در اين شراكت دست دارد، مثلا هرگاه خلط در معده بو دو معده را به درد آوردياجوش هايي در دهانه معده پيدا شوند، يا بعد از قَي كردن بسيار شديد وتند، معده به چنان سستي و آزاري مبتلا مي شود كه به ز حمت مي تواني آزار معده را با آزار قلب يكي نداني ، يا شايد دهان ه معده بپردوبتپدو خفقان قلب راپيروي كند كه اين حالت پريدن وتپيدن دهانه معده بسيار شبيه خفقان قلب است و تو گويي قلب است كه خفقان دارد نه دهانه معده.
۵- يا مي توان ريه را در ايجادخفقان قلب مجرم شناخت، مثلا در آن طرف ريه كه نزديك قلب است راه بندانيهايي پديد آيد و نفس راه راست خود رانپيمايد، كه در اين حالت تنگي نفس روي دهد كه جاي نگراني است.
۶- ممكن است در حالت بحران بيماري، وقتي كه خلط به راه بحراني مي رودخفقان روي دهد كه اين بحث را در جاي ويژه به خودشرح خواهيم داد.
۸- اگر كسي بعد از بيماري، خفقان قلب دارد وهنگام بيماري دلش به هم آمده و صفراي زياد بيرون داده و بعد از بيماري نيزدل به هم خوردن باقي است، اين نوع خفقان قلب جزء خفقان ناپسند است وآژير پيدايش تشنج در معده است.
نشاني هاي خفقان :
نشاني هايي كه مي توان از آن ها بودن خفقان را بشناسي از اين قرارند :
نبض :
هرگاه نبض دارنده قلب از راه طبيعي پا فراتر يا فروتر نهاد و از حالت طبيعي خارج شد، خبر از خفقان قلب مي دهد، كه اين دگرگون شدن و از حالت طبيعي بيرون آمدن نيز چند صورت دارد، نبض بزرگتر يا كوچك تر از حد لازم و متوقع، سريع تر از نبض طبيعي، كندروتر از بايسته، جداجداتر و بيشتر از اندازه لازم داراي تفاوت، پياپي زدن نبض به حالت غيرعادي . گاهي مي بيني كه نبض با نبض بيماران آسم شباهت دارد . اگر ماده خفقان آور براي قلب ماد ه رطوبي باشد، نبض بسيار نرم است و خبر از رطوبي بودن ماده مي دهد، دارنده قلب نوعي احساس دارد كه گويي قلبش در رطوبتي . غلت مي خورد . اگر ماده سبب خفقان قلب ماده خوني باشد، در شخص داراي قلب نشاني هاي حرارت و التهاب ديده مي شود، نبض سريع مي زند و هنگامي كه خفقان آرام است، نبض بزرگ است . اشخاص دارنده قلب خفقاني، كه ماده خفقان آور خوني باشد، از جماع كردن مي آسايند و بهره بينند . اگر ماده انگيزه خفقان در قلب، خلط سرد مزاج باشد، بايدعكس خفقان خوني (خفقاني كه ماده اش خوني است ) را به حساب آري. اگر سبب خفقان قلب، خلط صفر ايي باشد كه كمتر روي مي دهد خلط صفرايي در قلب باشد آن را درنشان بيماري هاي صفرايي بياب كه بعد ازخفقان آيند . نبض سخت نيز دليل بر خفقان صفرايي است . التهاب حاد و شديدتن دارنده قلب نيزگواه خفقان صفرايي مي شود . اگر ماده خفقان آور قلب خلط سودايي باشد، آن را ازغم و اندوه، دوري كردن از مردم و سختي نبض بيمار مي توان شناخت . اگر سبب خفقان باد است، تپش وپريدن قلب كمتر از حالت خفقاني هاي ديگر است، اختلاف نبض كم است . اگر سبب خفقان قلب، ورم است ورم گرم يا سرد در گوهر قلب پيدا شده يادرنيام قلب مي تواني از نشاني هاي ذكر شده براي شناسايي ورم گرم و سرد در قلب استفاده كني. اگر از بين رفتن تك است و در قلب روي داده، انگيزه هاي آن را بررسي كن و خفقان قلب را تشخيص ده. اگر خفقان ناشي از داروي سمي باشد كه دارنده قلب خورده است يا ناشي از نيش جانوران زهردار كه دارنده قلب رانيش زده اند باشد، نبودن سبب هاي ساير حالات وبودن سبب سم و نيش زدگي سبب خفقان را اشكار مي سازند . اگر سبب خفقان، كرم در شكم است، آن را نيز از سم و نيش جانوران قياس كن . اگر خفقان قلب از مزاج گرم بدون ماده دارنده قلب است، شخص مبتلا به خفقان قلب، از اثر سوء مزاج گرم ساده، با التهاب شديد دست به گريبان است و احساس نمي كند كه رطوبتي چندان هست كه قلبش در آن غوطه ورو در حركت باشد، نبض سريع است و پياپي . مي زند، سرعت و پياپي زدن حتي در غيروقت برانگيخته شدن خفقان موجود است . گاهي سبب هايي كه بدون ماده، حرارت براي بد ن به ارمغان مي آورند، خفقان قلب را به دنبال دارند . در بيمار ي دق و امثال آن نيزخفقان قلب پديد آيد. اگر سبب خفقان قلب، ماده خلط سرد مزاج است، از پاك سازي هاي خلط فرو نشان گرماي غريزي، از بيماري هاي سردي آور، از هوا و غيره، ازتفاوت نبض در غير هنگام خفقان مي ت وان آن ها را شناسايي كرد . اگر خفقان قلب از نتيجه بندآمدني ها باشد، دليلش را از اختلاف نبض دركوچكي و بزرگي، در ناتواني و نيرومندي به دست آر، بشرطي كه علامات پر شدن خارج از حال طبيعي نباشد . اگر خفقان قلب از زياد احساساتي بودن قلب است و چنان كه گفتيم از كم ترين اندازه بادي كه روي مي آورد، يا كمترين آزاري كه رخ دهدبه خفقان مي افتد، علاماتش را ازعلامات سلامتي كامل مي داني . دارنده قلب تن سالم دارد، نبضش نيرومند است، نفس بدون كم و كاستي است ،. هيچ اندامي از اندامان تن آسيب نديده اند، بزرگي نبض و نيرومندي نبض بهتري ن گواه بر اين حقيقتند كه خفقان از قلب احساساتي است و حساسيت شديد قلب سبب خفقان شده است. در اين حالت هرچند تپيدن و پريدن قلب پياپي باشد، بدن سلامت خود را حفظ كرده است و نيروي بدن برمرام است، كارو كنش هاي دارنده قلب درست و صحيح انجام مي شوند . اكثراً كساني را كه قلب بسيار حساس دارند و حساسيت زياد قلب سبب خفقان مي شود، مي تواني از چهره بشناسي . چهره چنين اشخاصي از واكنش هاي رواني هرچندكم هم باشد از قبيل شادي، غم، نگراني، خشم، برمي انگيزد و عكس العمل نشان مي دهد. اگركليه بدن در به وجود آوردن خفقان قلب شركت دا رد، مثلا در حالت تب و حالت بحراني بيماري، دليل آشكار است
اگرگناه خفقان قلب به عهده معده است، بايد سبب را در حالات و چگونگي معده پيدا كرد :
۱- آيا اشتهاي بيمار كم است يا زياد؟
۲--چه چيزهايي را از معده بيرون مي دهد؟
۳- آيا شبح هاي خيالي را مي بيند و در نظر مجسم مي كند؟
۴- دل به هم آمدن هست ؟
۵- درد پيچش شكم دارد؟
۶- يكي از نشاني هاي معده سبب خفقان قلب اين است كه وقتي بيمارگرسنه و معده تهي از خوراك باشد، خفقان سبك مي شود، مشروط بر اين كه ماده صفرايي در حال گرسنگي و تهي بودن معده در دهانه معده ريز ش نكرده باشد.
۷- اگر در حال وهنگام هضم غذاخفقان شدت نيابد، مي تواني خفقان قلب را از معده بداني . اگر ريه در به وجود آوردن خفقان قلب دخالت داشته باشد، دارنده ريه كه به بيماري آسم مبتلا شده باشد، دليل است كه خفقان قلب نشاني از ريه دارد . همچنين نشاني هايي با شند كه رطوبت داخل ريه را بازگوكنند، يا اين كه بندآمدني ها در گدارهاي ريه سبب خفقان قلب مي شوند كه راجع به اين بندآمدني ها در باب ويژه به آن بياباني داريم . اگر سبب خفقان قلب از بيماري خفگي (خناق) است، نشاني هاي خناق را در باب خناق ذكر كرده ايم . ممكن است دها نه معده سبب خفقان قلب باشد، بايد از جريان لعاب و دردي كه گويي آن را گاز گرفته اند و دردي كه به خليدن چيزي تيزمي ماند كه در دهانه معده رخ دهد، سبب را شناخت
درمان انواع خفقان قلب:
اگر سبب خفقان قلب ماده است، هر نوع ماده اي از هرجنس باشد، حتماً بايد پاك سازي شود . ماده خوني را بايد وسيله رگ زدن و خون گرفتن بيرون آورد و بايد خوني را كه مي گيري به حد كافي باشد . بايد غذاي دارنده قلب ر ا در چندي و چوني تعديل كني . اگر خفقان قلب نوبتي بود، ياخفقان در فصلي از فصول سال بيشتر رخ داد، مثلا در بهار بيشتر از ساير فصول تپيدن وپريدن قلب روي داد، بايد قبل از آمدن نوبت خفقان رگ بزني . غذاي دارنده قلب لطيف و نرم باشد، چيزهايي را بخورد كه تقويت قلب مي كنند . اگر ماده خلط بلغمي بود و سبب خفقان قلب شده بود، بايد براي پاك سازي كردن آن داروهايي استع مال شود كه تاثير خوب بر قلب دارند، كه بهترين و اثربخش ترين بر قلب به طورا حسن در اين باره، آن نوع از معجون هاي بزرگ (ايارج) است كه رطوبت هاي لزج را برمي كند و بيرون مي راند . اگر ماده خفقان آور قلب خلط سودايي است، بايد آن را وسيله ايارج " روفس "، ايارج لوغاذيا"وهر دارويي كه خلط سودايي را از جاهاي دور پاك سازي مي كند درمان كرد، وپس از پاك سازي خلط سودايي، به تعديل مزاج بپردازد . اگر خلط به وجود آورنده خفقان قلب خلطي است سرد مزاج، داروهاي گرم را به كارگير، اگر خلط گرم مزاج سبب خفقان قلب است، از داروهاي سردي بخش استفاده كن و به ويژه براي خلط سرد يا خلط گرم داروهايي را به كار ببركه با قلب سازگارند و قلب از آن ها بهره مي بيند و زياني به قلب نمي رسانند.
اگر سبب خفقان قلب در معده است و خلط غليظ در معده به هم آمده است، دستور درمان آن چنين است :
پس از غذا خوردن و خوردن نرمي بخش هاي مانند آب ترب و اسكنجبين، بيمار بايد قَي كند و بعد از آن اسهال شود . داروهاي اسهالي در چنين حالي عبارتند از " لوغاذي ا"، "ثناديطوس"(ثيادريطوس. نسخه)، " ايارج فيقرا"(معجون تلخ مسهل) كه با پيه حنظَل تقويت شده باشد، داروهايي كه ازقارچ چمني ياسس صغيرمي سازند.
اگر خلط صفرايي گزنده در معده است و سبب خفقان قلب شده است، درمانش اين است كه در زيرمي آيد :
دارنده معده رب ميوه ها و ميوه هاي خوشبوي و ميوه هاي مانند سيب و به بخورد و اگر بعد از غذا ميوه به بخورد خوبتر است . گلابي و امث ال آن خوبند . معده داراي خلط صفرايي را ملين كن، بايد شخص دارنده معده از هر چيزي كه به خلط مراري تبديل مي شودبپرهيزدو درتعديل مزاج معده بكوشد.
اگر خوراك در معده تباه شده است و فسادخوراك معده، معده را آزار مي دهد و آزار معده به خفقان قلب مي انجامد،
بايد كاري كني كه معده را آن اندازه نيروبخشي كه بتواندخوراك تباه شده را هضم كند، درمان نيروبخشيدن و هضم كردن خوراك فاسد شده در معده را در باب ويژه به معده ذكر خواهيم نمود . اگر خوراك فاسد شده هضم شد، سبب خفقان قلب از بين مي رود. بايد در عين حال كه سرگرم درمان معده هستي ، نيروبخشي به قلب را در نظر داشته باشي . قلب را چنان نيرومندنمايي كه از چنين حالاتي تاثيرپذير نباشد . پس وقتي داروي از بين بردن سبب را تجويز مي كني، بگذار همراه آن داروي تقويت قلب باشد.
دستورات دارويي و درماني در حالت خفقان قلب :
۱- اگر كسي كه خفقان قلب دارد، چندشبي پياپي هرشب به وزن يك مثقال گل گاوزبان تناول كند كه به
صورت شربت باشد بسيار بهره مي بيند.
۲ به وزن هسته خرما (يك سوم مثقال )، ميخك نربادوازده مثقال شير حيواني مخلوط كند و ناشتا سر كشد، تجربه شده است و خوب است.
۳- اگر حر ارتي هست چند روز پياپي، مرزنگوش خشكيده را در آب مخلوط كند و بنوشد و اگر حرارت نيست مرزنگوش خشكيده را در شراب مخلوط كند و چند روزي پياپي بنوشد.
۴- دارنده خفقان قلب هميشه خوشبوهاي ملايم با خود داشته باشد، خوشبوها رابخوركند و بو كند.
۵- كسي كه خفقان گرم د ارد، بايد خوشبوهايي از قبيل : گل محمدي، كافور، صندل، روغن هاي سرد مزاج و سردي بخش با داروهاي كم حرارت مانندمشك و زعفَران و ميخك به كار ببرد . مگر اين كه حرارت به جاهاي دشواركشد، اگر چنين بود و حرارت شدت داشت بايدتنها داروهاي سرد و سردي بخش استعمال كند و دار وهاي داراي حرارت هرچندكم حرارت هم باشند با داروهاي سرد مخلوط مكن!
۶- اگردارنده قلب خفقاني، داراي سوء مزاج سرد است : مشك، عنبر، روغن بان، روغن ترنج، آب كافور، غاليه (تركيبي از مشك و عنبر و غيره كه سياه رنگ است ) و امثال آن ها را تجويز كن كه با خود داشت ه باشد و بو كند . بخورهاي خوشبو، بخورعودخوشبو و بخوري كه با حالات مزاجي سازگار باشد خوبند . نمي خواهم در اين جادر باره داروهاي تعديل كننده مزاج قلب گرم و مزاج سرد قلب بحث به درازا بكشد، همه آن ها را مي تواني درجدول هاي داروهاي درمان اندامان نفس كش كه در ضمن داروهاي ساده نوشته شده اند بيابي . روي هم رفته، هر دارويي كه خوشبو باشد تا قلب سازگار است، داروهايي كه در اين ميانه نام برديم خوشبوهايي هستند كه بيشترحائز اهميت هستند و پيشرو ساير داروهاي خوشبومي باشند . اگر خفقان قلب همراه تهوع بود، قبلاًهم گفتيم خفقاني است بد و ناپسند.
دستور درمان خفقان همراه تهوع :
اگر بقايائي از تب باقي مانده است، قاوت جوكه با آب گرم شسته شود و در آب گرم بياميزد و بعد اً سرد گردد، با وزن ده درهم شكر مخلوط كند و بنوشد، كه نوشيدنش مفيد است و اگر بعد از نوشيدن آن را قَي كند، باز بهره رسان است . اگر نخواست كه شكر باو قاوت جو كذائي باشد و شكر تهوع ر ا افزايش مي داد، به جاي شكر اناردانه ر ا بكار ببرد، هر دو ساق پا را محكم ببندد، كافور و امثال كافور را با سركه مخلوط كند و بوي آن را بركشد، پارچه قماشي را در آب صندل سفيد يا صندل سرخ و كافور و امثال آن خيس كند و بر سينه بگذارد. بارها روي مي دهد كه خفقان قلب برانگيخته شده و شديد است، چيزي از طرف راست و چپ به سوي پايين مي آيد و خفقان آرام مي شود.
درمان خفقان گرم اگر خفقان گرم است و همراه ماده خلط گرم آمده است، آن را پاك سازي مي كني اگر
ديدي كه بقايائي ازخلط باقي مانده و هنوز پاك سازي نشده است، ياخفقان گرم
است و ماده اي همراه ندارد، درمان هر دو حالت دربه كار بردن دستورات زير
است : بايد خوراك شخص خفقان زده مختصرو مفيد باشد
مثلا : نان را در گلابي كه كمي شراب ريحاني در آن است تريدكند و بخورد .
نان را با شربت سيب، يا باشورباي سيب، يا با دوغ تازه از مشك بيرون آمده،
يا با دوغي كه بسيار ترش نباشد بخورد . كدو حلوايي ، سفيد مرزو ميوه هاي
سرد بخورد خوب است. اگر شخص خفقاني، تحمل گوشت خو
ردن داشت، گوشت جوجه مرغ و بويژه گوشت كبك، يا شورباي روغن گرفته جوجه
ياكبك را بخورد . گوشت و شورباي جوجه وكبك براي خفقان ناشي از ماده سرد نيز
مفيد است . اگرسوپ جوجه وكبك را همراه افشره هاي ميوه، آب غوره، سيب ترش و
سركه تندزبان سوزكه گلاب و آب بيدمِشك بر آن پا شند و داروي مكيدني از آن
آماده كنند و بيمار بمكد مفيد است . اگر تر ش ترنج ياليموبا چنين داروي
مكيدني باشد دارو بهره رسان تر مي شود . اگر
ديدي كه اشكال پيش آمدو التهاب رخ نمود، برفاب سرد ( یخ) را با گلاب مخلوط
كن و بيمار جرعه جرعه بنوشد، شربت ميوه جات، شربت سيب شامي و امثال آن ها
راجرعه جرعه بنوشد. اگر ديدي كه نياز به كافورهست، كافور را نيز با شربت ها
و نوشيدنيها مخلوط كن، كافور را در آن ها حل كن، . شايد تنها در درمان
چنين حالتي خفقان، ماست درمان باشد و به غير ماست احتياجي نداشته باشي . يك
رطل تا دو رَطل ماست را غذاي بيمار قرار بده، و اگر خواستي كه ماست را با
مغز نان تقويت كني مانعي ندارد. اگر ديدي كه
نيروروبه كاهش است و بيمار خفقاني ناتوان است وازخاموش نمودن حرارت(ضعف)
بيم داشتي كه ماست بيمار يا غذاي ديگري كه برايش تعيين كرده اي، ،
تنها چاره همين است كه بتعديل كننده مزاج را مخلوط كني، مانند كبابه، هل بو
يا (قاقُلَّه)، برگ تُرَنج و همچنين گَشنِيز و كافور نيز براي تعديل مزاج
با غذاي بيمار باشند، مفيد است . اماگل گاوزبان، به كاربگير وباك نداشته
باش كه نتيجه بدبدهد، در هر چه بيمار مي نوشديامي خوردگل گاوزبان بريزكه
عادتا پزشكان همه اين كار را مي كنند و در درمان خفقان گرم گل گاوزبان گل
سرسبد است . آب مقطرگل گاوزبان نيز همان تاثير خوب را در درمان خناق گرم
دارد . يكي از داروهاي مفيد در درمان خفقان گرم، راوند چيني است كه چند روز
پياپي هر روزه به وزن يك دِر هم راوند چيني را با آب سرد بخورند . در
درمان بيمار خفقان گرم كوشش كن كه هوا تا ممكن است سرد باشد . هرگاه
نوشيدني خواست، خوشبوها و بو كردني هاي خوشبوي كه با كافور همراهند و
خوشبوهايي كه صندل در آن ها بكار رفته آماده باشند و اگر برنوشابه بيمار
كمي شراب خوشبو بپاشندچه بهتركه بوي خوش آن كه همراه مشروب است به قلب
برسد. اگر بيمار خفقان گرم از جاي سكونت خود به جاي سردسير منتقل شود،
سلامت خويش را باز مي يابد . در درمان بيماري خفقان گرم نبايد فراموش كني
كه ضماد سردي بخش را بر قلب بگذاري، ضمادي
كه ازصندل و كافور و آب آ هنگران (آبي كه آهنگران آهن سرخ شده در آتش را
در آن سرد مي كنند )، ضمادكافور و گل محمدي و تباشير و عدس نيز از ضمادهايي
هستند كه بايد بر قلب داراي خفقان گرم گذاشت و بويژه اگردارنده قلب خفقاني
گرم، تب داشته باشدضماد عدس و كافور و گل محمدي و تباشيرلازم است كه بر
قلب گذارند . از داروهاي تركيبي كه در اين
باره بهره رسانند دارويي است كه از كافور و زعفَران با شربت ترش ترنج با
برگ تُرَنج سازند و قرص از آن درست مي كنند و بيمار از آن قرص ها مي خورد .
داروي " مشك شيرين "و داروي " مفرح بارد"(شادكننده سرد ) در اين باره
خوبند . داروي ديگري هست كه آزموده شده و بسيار گرم هم نيست و براي درمان خفقان گرم . بهره رسان است . نسخه اش اين است
: تباشير چهار جزء، عود هندي، سك، هريك يك دِرهم، هل بو يا (قاقُلَّه)،
ميخك، هريك يك دِرهم، كافور نيم درهم، كتيرا سه درهم، با آب ترنجبين مي
سرشند و قرص مي شود، هر قرصي به وزن نيم درهم است. درمان خفقان سرد اگر خفقان قلب سببش ماده خلطي سرد است چنانكه قبلاً هم تذكر داديم بايد ماده را پاك سازي كني. اگر خفقان از ماده خلط بلغمي رطوبتي و سرد است و خلط در طرف قلب باشد يا در معده قرار داشته باشد، داروي آزموده در درمانش اين است : نسخه: قارچ چمني به وزن نيم درهم، پيه هندوانه
ابوجهل (حنظَل) به وزن يك دانگ، تربد يك دِرهم، مقل يكدانگ، مشك و زعفَران
هريك يك طسوج، عود هندي به وزن يك دانگ، نمك نفتي به وزن يك چهارم درهم،كه
داراي نوشيدني كامل عيار است . اگر خفقان قلب سببش ماده خلط سودايي است، داروي آزمايش شده و خوب دارد كه از اين قرار است: نسخه: هليلِه سياه، هليلِه كابلي، هريك به وزن يك
دِرهم، سس صغيرنيم درهم، سنگ ارمني به وزن يك چهارم درهم " داروي مشك تلخ
"به وزن سه درهم، آنقدردر شراب ريحاني مخلوط كنند كه دارو در شراب آب مي
شود و بخورند و شايد اين نسخه دارو كه در زير آيد براي درمان خفقان سرد
كافي باشد . ايارج فيقرا (معجون تلخ مسهل ) به وزن يك مثقال، باسس صغيربه
وزن يك دانگ . با اسكنجبين بخورد و بر آن دوام كند . داروهاي تبديل كننده و
تعديل كننده مزاج از اين قرار ند : 1 - ترياق 2 - ميترادات (معجون
مثروديطوس ) 3 - داروي مشك شيرين 4 - داروي مشك تلخ 5 - داروي قيصر 6 -
شليثا 7 - داروي گوارشي عود و عنبر 8 - داروي مفرح كبير (شادي آور بزرگ)
9 - معجون النجاح 10 - قرص هاي مشك اگر سردي مزاج در خفقان سرد بسيار فشار آورد، داروهاي زير مفيدند الف) بلادر ب) غذاي بيمار خفقان سردمزاج : آب نخود، آب گوشت جوجه كبوتر، گوشت گنجشك و چكاوك باشد. داروهاي تركيبي در درمان خفقان قلبي سرد، يكي اين است : نسخه: گل گاوزبان يك دِرهم، زنجبيل بياباني، درونَه
از هريك چهار درهم، بيمار در . اول ماه و در وسط ماه ودر آخرماه، يك دِرهم
از اين داروي تركيبي را در شراب ريحاني مخلوط كند بخورد. نسخه ديگر: كهربا، جندبيدستَر، از هريك يك جزء، پوست
تُرَنج كه خشكيده باشدبزرفرنج مشك، از هريك نيم جزء، كهربا، بدل مرجان از
هريك يك دِرهم، پلنگ مشك، ميخك، سك، از هريك يك دِرهم.
این وبلاگ به منظور آشنایی بیماران و علاقمندان به درمان بیماری ها خصوصا کمردرد ، پادرد ، سیاتیک، زانودرد، درد ستون فقرات ، دیسکوپاتی، درد ناحیه کتف شانه و دست ها ... و روش درمان قطعی آنها با کمک روش شگفت انگیز « یو می هو تراپی » طراحی شده است.