دليل بيماري قلب و نوع بيماري قلب را بايد از مزاج غيرطبيعي قلب جستجو كرد . اگر بيماري از ناتواني و از بين رفتن نيروي بدن و گدازيدن و آب شدن بدن شكايت دارد، بايدحال او را بررسي كني، اگر سببي تازه وارد يا سببي پيشينه را پيدا نكردي و اشتراك اندام ديگري را در به وجود آمدن اين حالت نديدي، بايد حدس بزني كه قلب با سوء مزاج رو به رو است و اگر تپش و پريدن قلب ن يز در كشف سوء مزاج قلب كمك مي نمايد، برهان قاطع است و دليل روشن . اگر سوء مزاج قلب به درجه اي برسد كه دارنده قلب غش كند . بايد بدني كه سوء مزاج قلب ريشه دوانيده و محكم شده است . اگر سوء مزاج سرد ياگرم، يا خشك و يا بدون ماده بر قلب چيرگي يابد، تن دارنده. قلب راه سل و گداخته شدن در بر مي گيرد . اگر سوء مزاج قلب از گرمي است و ماده همراه ندارد، پي آمدش دق فراگير است كه همه بدن را در بر مي گيرد . اگر قلب به سوء مزاج سرد برخورده، نوعي از بيماري دق را براي دارنده قلب به ارمغان آورده است . دقي كه آن رادق پيران و دق كهنسالان مي نامند . اگر سوء مزاج خشك به قلب روي آورده، آن هم نوعي ازدق و نوعي بيماري سل به دنبال دارد . امّا بايد بداني كه اين نوع از سل  كه از سوء مزاج خشك قلب سرچشمه مي گيرد  نه آن سل است كه از ورم ريه پديد آيد . در مبتلا شدن به اين چنين سل كه از سوء مزاج خشك قلب است، ريه آزاري در خود حس نمي كند . دارنده قلب در حال ابتلاء به اين نوع از سل  كه از سوء مزاج خشك بدون ماده قلب بروزكرده است  سرفه ندارد . دق اين حالت برخلاف حال دق گرم است، كه دق ناشي از سوء مزاج خشك قلب سبب حرارت نمي شود.(شاید منظور از دق سکته قلبی باشد)